تبليغاتX
سفر در تمدن

سفر در تمدن

سىری در تکامل تمدن و فرهنگ

 

تا حالا فکر کردید چرا در جامعه مخصوصا قشر جوان توجهی به موسیقی اصیل ندارند ....

 

حدود 1400 سال بدلیل تعصبات و باورهای غلط مذهبی موسیقی را حرام دانستند ودر افکار عمومی  خوانده شد که موسیقی غنا است و در اسلام حرام میباشد ...به همین علت موسیقیدانان ، موسیقی را در قالب مذهب به صورت تعزیه و ... در آوردند . کما اینکه در گوشه های موسیقی ردیفی ایران اسمهای مذهبی ، مثل راک عبدا.. (که در شبیه خوانی شخصی به اسم عبدا.. ابن عباس این گوشه را میخواند) وجود دارد .در این هنگام به ریتم موسیقی ما لطمه وارد شد . موسیقی شاد ایران به صورت تعزیه در آمد  که به آن رمانس میگویند و وزن خاصی ندارد . ضربیهای قدیم و آهنگهای ریتمی قدیمی همه حرام اعلام شدند و ریتم موسیقی ضعیف شد . به طوری که هندوستان که از لحاظ موسیقی خیلی به ما نزدیک بودند ، حالا دارای موسیقی غنی تری در مقایسه با ما هستند . چون هزاران سال است که بر روی موسیقیشان کار کرده اند . ..

از طرفی چون سالیان سال ایران مورد تاخت و تاز کشورهای مجاور خصوصا اعراب قرار گرفت و بسیاری از جوانان ایرانی و پدران ایرانی کشته شدند و قتل و غارت بسیاری اتفاق افتاد ، زنانی که شوهر و بچه هایشان را از دست داده بودند ، نغمه های حزن انگیزی مثل مرثیه سر میدادند . مخصوصا برای نوزادانشان ... و این غم ماندگار شد . وقتی اذربایجان دو پاره شد و قسمتی از ان به روسیه ملحق شد ، خانواده های اذری از یکدیگر جدا شدند . چه بسا برادرانی که از یکدیگر جدا گشتند . این جدائیها باعث فراق و غم در موسیقی اذربایجان شد ، که هنوز هم آثار آن در موسیقی آذربایجان مشهود است .

در این زمان که موسیقیها ریتمشان ضعیف شده بود ، موسیقی به نام پاپ در سراسر دنیا وارد شد و چون ریتم خاص و حالت نشاط اور دارد و از طرفی برای مردم جدید بود ، دارای طرفداران زیادی گردید و گرایش به موسیقی جدید زیاد شد . با اینکه در موسیقی اصیل ما اشعار شاعرهای بزرگ مانند حافظ ، مولوی و ...دیده می شود اما موسیقی های پاپ شعرهای سطحی و گذرا هستند ، اما طرفداران زیاددی در مقایسه با موسیقی اصیل دارد ...

خوسبختانه با تلاشهایی که اساتید مختلف در دهه اخیر در حد توان خود انجام داده اند ، موسیقی اصیل فرهنگ ما رنگ تازه ای به خود گرفته است  ، طوری که قبلا در رسانه های جمعی مخصوصا تلویزیون خبری از موسیقی    که متناسب با فرهنگ اصیل و شناخت فرهنگ اصیل ایرانی باشد نبود ولی اکنون حتی در روزنامه ها درباره  تئوریهای موسیقی که کاملا تخصصی است  ، بحثهای فراوان می شود  ، یا میبینیم که استاد شجریان بعد از چندین سال سکوت در زلزله بم ، کنسرت برگزار میکند و با استقبال بی نظیر مردم مواجه میشود . یا در تلویزیون برنامه های جدیدی مانند آوای ایرانی میبینیم که به تاریج موسیقی ، زندگینامه اساتید موسیقی و پخش آثار آنها میپردازد .

 

در جواب آقای  کورش عنبری باید بگویم :

طبق کتاب نظریه موسیقی استاد خالقی ما سه راک داریم . راک کشمیر و راک هندی و راک  عبد ا... که استاد شجریان در کاستهاش با استاد لطفی هر سه تا راک را اجرا کرده است .

در کاست ۳  ردیف آوازی استاد عبدا.. دوامی انتشارات ماهور در آواز راست پنج گاه و آواز ماهور که هر سه تا راک اجرا شده است و همچنین در ردیف آوازی استاد محمود کریمی منابع دیگر ردیف تار و سه تار  تالیف داریوش طلایی و چندین نمونه دیگر که  در دسترس می باشد ...

حالا شاید با عجله نوشته باشم اما از گوشه و کنار و بدون دلیل چیزیو ننوشتم ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 22:41  توسط الهام  | 

 زن چو بیرون رود بزن سختش،  خودنمائی کند، بکن رختش   

ورکند سرکشی هلاکش کن، آب رخ می برد، به خاکش کن

 

مزن زن را، ولی چون بر ستیزد

چنانش زن که هرگز برنخیزد

 

 

این  شعرای فارسی زبان نیستند که شعرشان آشکارا زن ستیزانه است بلکه، زبان فارسی بشدت مرد محور و ضد زن است.  کافی است  در محاورات روزمره، در ادبیات نوشتاری کمی درنگ کنیم. در ضرب المثل های روزمره  زن مظهر حماقت، نادانی و مصیبت است. هرگونه عمل و صفت منفی  با زنان توضیح داده می شود. در ادبیات نوشتاری بویژه ادبیات قدیم کافی است نگاهی گذرا به اشعار شاعرانی چون فردوسی و سعدی و نظامی و... بیاندازیم تا رد پای تفکر ضد زن را در کلام های شاعرانه ببینیم.

زبان بی برو برگرد بخشی فعال از فرهنگ و روبناست. زبان انعکاس ذهنیت جامعه و چگونگی اعمال فرهنگ است. شاید اغراق نباشد که بگوییم اجزا گوناگون روبنا و فرهنگ از طریق زبان به هم متصل می شوند و زبان جایگاه ویژه ای در روبنای هر جامعه  و تولید و باز تولید مناسبات حاکم نقش فعالی ایفا می کند. در جهان امروز زبان بهیچوجه نقش خنثی در رابطه با مناسبات میان مرد و زن نداشته و خود به ابزاری در تحکیم فرودستی زنان بدل شده است. از همین رو  مبارزه علیه زبان مرد محور مبارزه علیه بخش مهمی از سیتسم مردسالاری است. وقتی زبان را به چالش می کشیم بناچار بسیاری از مفاهیم مردسالارانه را در عرصه ایدئولوژی، فلسفه، اقتصاد، فرهنگ و باور عمومی به چالش کشیده ایم.

حال نگاهی به نقش و کارکرد برخی از مفاهیم زبان بپردازیم.

مرد، پدر واژه ای است برای توضیح کلیه صفت های مثبت و انسانی.  مردی مساوی است با جوانمردی، شجاعت و دلاوری.  «او واقعا مرد است» یعنی وی آدم خوبی است. و حتی وقتی زنی صفت مثبتی دارد برای توضیح آن به مردان تشبیه می شود. برای نمونه «زن است اما واقعا اندازه ده تا مرد است!!» « یک پا مرد است!!!»

برای توضیح حماقت و نادانی  معمولا از نام زن به پسوند و پیشوند هر لغتی استفاده می شود مثلا   «گاو ننه حسن» مظهر نادانی است و نه «گاو مش احمد»!!  «دوستی خاله خرسه» و نه آقا خرسه! که مثلی است برای حماقت و نادانی. ظاهرا لختی و سستی هم مختص زنان است. وقتی که سمبل لختی و سستی  «خاله وارفته»، «خاله رورو» «خاله خاک انداز» است پس معلوم نیست کارهای طاقت فرسای خانگی را چه کسانی انجام می دهند. برای توضیح هیاهو و شلوغی هنوز هم می گویند «مثل حمام زنانه» بله! آقایان که مجبور نبودند یک دوجین بچه قد ونیم قد با خود به حمام ببرند تا صدای هیاهو و فریادشان گوش را کر کند. «خاله گردن دراز» هم یعنی  شتر و اشاره ای است به متلی قدیمی که در مورد میانجی یا قاصد بی اهمیت است.  زمانی که فردی مزخرف می گوید این ضرب المثل را بکار می برند «چند کلمه از مادر عروس بشنو» .  یا برای اینکه بگویند یکی رند است می گویند «هنو نگفتی آشتی بنای النگو را گذاشتی!» که ظاهرا مخاطب زن است. واین ضربالمثلها ادامه دارد.

بسیاری کلمات  بطور مجرد بار جنسی ندارند اما اتوماتیک نام زنان یا صفات زنانه محسوب می شوند.  البته  منظور کلماتی است که معرف خصائل و صفت های به اصطلاح منفی است، مثل شلخته. زن و مرد می توانند شلخته باشند اما کلمه شلخته بتنهایی زن را تداعی می کند یا «پاچه ورمالیده»، «ددری»  «کولی» که بی هیچ توضیحی منظور زن است. بدون شک زبان حاصل یک پروسه تاریخی است. کلمات طرفنظر از میل ما هر کدام تاریخ خود را دارند. مثلا کلمه شلخته یا عشوه گری در خود علامت مونث بودن را ندارد اما  تاریخا این کلمه برای زنان بکار رفته است و بهمین جهت اتوماتیک  استعمال این کلمات  زنان را تداعی می کند.

 

علاوه بر اینها بسیاری از ویژگی های زنانه را با کلمات تحقیر آمیز توضیح می دهند مثلا زایمان کردن می شود «ترکمون زدن» تا جایی که رضا براهنی می نویسد «تمامی مردمی که نفهمیده برای استعمارگران هورا می کشند، تمام آنهایی که قلب شان مثل زائوی کثیفی از تن مندرسشان بیرون مانده است.» (1)

 حتما این ضرب المثل را شنیده اید که «مگر ما از صیغه ایم و شما از عقدی» این ضرب المثل در اعتراض به تبعیض قائل شدن است،  گرچه موضوعی فراتر از تبعیض را منعکس می کند. این جمله بلافاصله در مقابل ما جامعه ای را قرار می دهد  که پدیده زن صیغه ای امری عادی است. جامعه ای که مردان می توانند زنان عقدی و صیغه ای داشته باشند و زنانی که در حالت عقدی هیچ حقوقی ندارند، از زنان صیغه ای حقوق بیشتری دارند!

 

«زن که رسید به بیست باید به حالش گریست» این هم انعکاس ارزش های یک جامعه  است، جامعه ای که زن بعد از بیست سالگی  از دور خارج می شود. شاید برخی بگویند که این ضرب المثل انعکاس ارزش های گذشته است. خیر!  با نگاهی به دور و بر خود می بینیم  این ارزش ها و معیارهای کسانی است که قرار است جزو متجددین جامعه باشند. هر کدام ما حداقل کسی را در خارج می شناسیم که پس از سالها زندگی در خارج،  نهایتا دخترجوانی را از ایران با پست برایش فرستاده اند. مردانی با سنین بالا که دخترانی جوان را به بهای زندگی در خارج می خرند!  اقایان «متجددی» که تا مغز استخوان آلوده به فرهنگ «اصیل» ایرانی هستند  فرهنگی که در ضرب المثلش می گوید «دختر دهساله چون بادام پوست کنده ای است بینندگان را. و پانزده ساله لعبتی است لعبت بازان را. و بیست ساله نرم و لطیف و فربه است. و سی ساله مادر دختران و پسران است. و چهل ساله زالی است و پنجاه ساله را با کارد باید کشت و بر شصت ساله نفرین مردگان و فرشتگان باد!»  فرهنگی که از آن بوی تعفن برخاسته است.

 

«توی سر سگ بزنی زن پیدا می شه» راستی این چگونه جامعه ای است که در آن  زن و سگ یک ارزش را دارند!  و یا «خون زن شوم است» که مترادف است  با «خون سگ شوم است». «جوان را مفرست به زن گرفتن، پیر را مفرست به خر خریدن». و البته اینها ضرب المثل های جامعه ای است که زن در آن شهروند درجه دوم است و در قوانین دولتی اش  نیم انسان به حساب می آید، انسان نیمه ای که در قانون نصف مرد ارث می برد،  دیه اش نصف دیه مرد است و در زبان محاوره با حیوانات مقایسه می شود! بالاخره اینکه زنان فقط با حیوانات مقایسه نمی شوند بلکه برای تاکید بر فرودستی آنان «زن خلا باشد به هر کاشانه ای، بی خلا هرگز نباشد خانه ای!» و یا «اگر زن خوب بود خدا هم یکی می گرفت!» .

 

«چوب شورو گله، هرکی نخوره خله!»  بی جهت نیست که می شنویم  زنی بعلت کتک خوردن مداوم از همسرش تقاضای طلاق می کند و قاضی شرع  ضمن اعتراض به او می گوید «خانم از غریبه که کتک نخورده ای از شوهرت کتک خورده ای!» یعنی کتک خوردن از شوهر امری کاملا عادی است!

 

«دختر فقط یک شب دختر است، ولی شب زفاف کم از صبح پادشاهی نیست»!  و البته این ضرب المثل جامعه ای است که بکارت دختران یکی از ارزش های مهم جامعه است.

 

تو زن نو کن ای خواجه هر نو بهار

که تقویم پارینه، ناید به کار

این هم پند و اندرز سعدی شاعر و معلم اخلاق  به مردان  است. در جامعه کنونی  ایران حرف های سعدی شکل قانونی هم به خود گرفته است و مردان می توانند هر ساله بدون هیچگونه محدودیت قانونی  به اندرز  سعدی گوش داده و تجدید فراش کنند!

 

مریم پاک نهاد جبروتی   در کتاب بنام «فرادستی و فرودستی در زبان»  بر پایه تحقیقات خود به این نتیجه می رسد که استعمال اصطلاحات ضد زن در نزد مردان جوان بسیار متداولتر از مردان سنین بالاتر است. ظاهرا معیار مرد شدن با مصرف اصطلاحات ضد زن رابطه مستقیم دارد!

هدف از بیان مطالب بالا  ارائه یک تئوری یا نطریه جدید نیست بلکه کوششی در گشودن  مبحث  بازشناسی زبان فارسی و کارکرد زبان بعنوان یکی از عوامل تشدید و تداوم مردسالاری و پدرسالاری در بین روشنفکران و بالاخص فعالین جنبش زنان است. مبارزه با زبان زن ستیز خواه و ناخواه به تعمیق درک زنان از ریشه ستم و چگونگی مبارزه با آن کمک خواهد کرد.  استفاده از اصطلاحات ضد زن را نمی توان فقط به حساب سهل انگاری گذاشت، بلکه این امر مرتبط است با جان سختی تفکر مردسالارانه.  چرا روشنفکرانی که ساعتها بر سر «و» یک جمله با یکدیگر جدل می کنند براحتی می توانند کلماتی را برای زنان مصرف کنند که تاریخا برای تحکیم و تائید بر فرودستی زنان است و هرگز مورد اعتراض هم قرار نمی گیرند.

حتی در میان نیروهای مترقی و  انقلابی نیز تقریبا بندرت دیده شده است که زبان مرد محور را به چالش بطلبد.  بنظرمی آید  این کم کاری یا کم بهایی ریشه در یک دیدگاه فلسفی دارد. مختصرا  به یکی از استدلالات تئوریک این کم بهایی  در بین نیروهای منتسب به چپ یا مارکسیست می پردازم.

از نظر فلسفه علمی ماتریالیسم دیالکتیک جامعه دارای دو بخش روبنا و زیر بناست. زیربنا مجموعه روابط تولیدی است. روبنا نیز پوسته ای است متناسب با این روابط تولیدی و بعبارتی هر روبنایی انعکاس زیر بنای خاص است و به نوبه حود نقش فعالی در تقویت و تحکیم آن دارد.  در این تعریف  فلسفه، ایدئولوژی و فرهنگ و ادبیات و هنر در بخش روبنای یک جامعه قرار می گیرند.  بر پایه همین نگرش زیر بنا تعیین کننده روبناست و روبنا تابع تغییرات زیربناست و برای تغییر روبنا باید زیربنا را تغییر داد.اما روبنا بخش منفعل زیربنا نیست. و روبنا و زیربنا بر یکدیگر تاثیر متفابل دارند.  و در برخی مقاطع روبنا نقش مرکزی و تعیین کننده ای در تغییر زیر بنا ایفا می کند.

در حقیقت برداشت سطحی از این علم زمینه دیدگاههای مرحله گرایانه را فراهم می کند. نظراتی که بشیوه مکانیکی زیر بنا و روبنا را از هم جدا می کند و در عمل مرحله گرایانه می شود. مردسالاری بخشی از مناسبات کلی جامعه طبقاتی است یعنی هم در زیربنا وجود دارد و هم در روبنا خود را نشان می دهد.  بنابراین همان اندازه که تقلیل مردسالاری به مسئله فرهنگی دیدگاهی غلط و غیر علمی است. نادیده انگاشتن فرهنگ – و در این زمینه مشخص زبان -  در تحکیم و یا حتی تغییر مناسبات مرد سالارانه غلط و غیر علمی است. بحث بر سر این نیست که صرفا از طریق مبارزه با فرهنگ زبانی می توان بر نظام مردسالار غلبه کرد.  اما مبارزه علیه جوانب گوناگون مردسالاری راه را برای پیشروی زنان و پیشروی مبارزات انقلابی باز خواهد کرد. هرچه درک زنان – و همچنین مردان -  از جوانب گوناگون ستم بالا برود و ارتباط اشکال مختلف  ستم ها را با یکدیگر دریابند آنگاه مبارزه  ما موثرتر خواهد بود.  بی شک نظام مردسالار متکی بر دولت و قدرت سیاسی است و بدون سرنگون کردن آنان ممکن نیست از شر نظام استثمار و ستم و بی عدالتی خلاص شد. اما مبارزه علیه نظام مردسالاری و سرنگونی این مناسبات از مجرای مبارزات گوناگونی گذر خواهد کرد و یکی از این مبارزات هم عرصه زبان مردمحور است.

 

 

* مقاله فوق برگرفته از سخنرانی رزا در اتاق پالتاکی میز گرد است. در این متن از مقاله بسیار مفید احمد سیف «جنسیت و فرهنگ: زن ستیزی در ایران» استفاده شده است. – هشت مارس

 

منابع:

1  – رضا براهنی، تاریخ مذکر- صفحه 207

2 – جعفر شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، تهران 1369، جلد ششم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 0:10  توسط الهام  | 

 

کتاب سیمای زن در فرهنگ ایران (جلال ستاری )

 

 

در خصوص خلقت حوا یک دیدگاه بسیار قوی وجود دارد و ان اینکه آفرینش او از دنده چپ ادم است . که تحلیلهای مختلفی در این راستا صورت گرفته و نظریات متعددی وجود دارد  ، از جمله :

در همه تمدنهای یهودی تبار بر حسب ظاهر ، خداوند که مذکر پنداشته شده است ، حضرت آدم را بدون کوچکترین کمک و دخالت زن و یا کمترین استعانت از اصل مادینه ، می آفریند ، اما آدم از تنهایی ملال میکیرد و یهوه برای رفع تنهایی وی را در خواب میکند و با یکی از دنده هایش حوا را می آفریند . بنابراین میتوان گفت زن بطور مضاعف فرزند نرمینه است چون بدست خداوند از پیکر انسان (مرد) که خود نخستین مخلوق خالق است ، آفریده شده است . به زعم بعضی مفسران تفاوت زن و مرد از همینجا سرچشمه میگیرد ادم پی خداست و خداوند او را مثل خود آفریده است ، اما حوا دختر انسان است و نظر به انکه دختر ادم است پس چون همسرش ، آدم ، بخداوند نزدیکتر نیست . زیرا میان او و خداوند فاصله افتاده است ، آدم حوا را در خواب زائید بی آنکه رنج و درد زایمان روبرویش باشد اما زایمان حوا در حکم لعن و نفرین ابدی است . وی فرزندان ادم را با درد خواهد زائید .

 

اما اسلام ، آب و گل آفرینش حوا را از پهلوی ادم دانسته و بین ایندو عنصر همقدر و همسنگ ، پیوندی که از کمال خلوص و صفا حاکیست ، واقع ساخته است . افرینش زن و مرد از گوهر واحدی است و هیچ کدام بر دیگری برتری ندارد . زن از پهلوی مرد آفریده شده نه از سر او تا بر مرد تسلط پیدا کند و نه از پای او تا حیثیت و موقیعتش لگد مال  پای مرد شود . از پهلوی مرد افریده شده تا همدوش و همدم و قرین قلب و همراز دل وی باشد .

 

نمیدونم ولی با این همه توصیفات چرا همیشه فکر میکنم زن جایگاه خودشو تو جامعه نداره  ؟

 

 

قسمتی از کتاب خانواده ایرانی ( دکتر علی اکبر  مظاهری )

 

ازدواج در زمان ساسانیان :

 

در زمان ساسانیان  جامعه از همه اعضای خود خواستار زندگی زناشویی است . هرگونه تخلف از این قاعده به نظر ساسانیان جرمی است که سزاوار سخت ترین کیفرهاست . شاهنشاهان به عنوان نمایندگان راستین اهورا مزدا در زمین ، این  مسئله را با علاقه مینگرند و با علاقه و غیرت بسیار مراقبت به عمل می آورند که این تکلیف اجتماعی به جای اورده شود . دولت هر ساله عده زیادی از دوشیزگان فقیر و ندار را به زنی میدهد و پیش از اینکار برایشان جهاز فراهم می آورد . خسرو انوشیروان پارسا به پاس این نیکیها انگشت نما شد . وی پس از آنکه کشور شاهنشاهی را آرام کرد و صلح ایجاد کرد همه دختران بی صاحب و بی جهاز را به خرج دولت شوهر داد .

 

کاش همه دولتها اینطوری بودند تازه این قسمتی از محاسن  انوشیروان بود . ....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور 1384ساعت 2:46  توسط الهام  | 

 

گزيده اي از كتاب شاخه زرين : اثر فريزر

 

 

اعتقاد به گوشت خواري  :   

 

آفريقاي غربي : لاك پشت نميخورند چون اعتقاد دارند قدرت چالاكي و دوندگي خود را از دست ميدهند          

پاراگوئه  : گوشت گاو نر ، گوزن نر ، گراز و مورچه خوار را براي كسب خصوصيات آنها ميخورند از خوردن مرغ و تخم مرغ و گوسفند و ماهي و لاك پشت امتناع ميكنند .                                   

آفريقاي شرقي : خوردن قلب شير براي شجاعت و گوشت يوزپلنگ براي چالاكي خوردن گوشت آغشته به پدر شير و پلنگ و فيل و مار در هنگام جنگ براي كسب جسارت و شجاعت .                                                  

آفريقاي جنوب شرقي : خوردن جگر مرده كه جايگاه شجاعت است ، گوش كه جايگه هوشمندي است و پوست پيشاني كه جايگاه تدبير و دورانديشي است و بيضه ها كه محل قدرت يا خوردن اعضاي ديگر بدن به صورت خميري .  

 

 

وصلتهاي مقدس :                                             

 

آفريفاي مركزي : نداشتن تماس با زنان از چهار روز پيش از بذر افشاني براي داشتن حداكثر شهوت جنسي در شب بذر افشاني و استفاده از اين روش از نظر اعتقاد ديني .        

درختستان درصدد باروري درختان كم محصول همانند ابستن ساختن زنان . 

آفريقا : بيرون كردن زنان نازا و احترام بيش از اندازه به زنان دو قلوزاهاي تازه ازدواج كرده روي زمينهاي كشاورزي در عين جرجيس قديس (23 آوريل ) به منظور بركت دادن                            

روسيه : غلطيدن كشيش به همراه زنان بر روي زمين  

 

  از برسي جشنهاي بهاري و تابستاني اروپا ميتوان دريافت كه نياكان بدوي ما نيروهاي رويش را به صورت نر و ماده مجسم مي كردند و بر اساس جادوي همپوپاتيك مي كوشيدند تا رشد درختان و نباتات را سرعت بخشند . اين اعتقاد وجود دارد كه رابطه نامشروع موجب آفت ديدن محصول ميشود و يا نقض اخلاقيات جنسي موجب قطع بارش و باردادن زمين مي شود . اعتقاد به تاثير ضايع كننده زنا با محارم در ميان يونانيان و روميان از زمان فرمانروايي اديپ كه پدرش را كشت و با مادرش ازدواج كرد وجود دارد كه در نتيجه ان خشكسالي و طاعون و نازايي زنان و احشام به بار آمد . پس به ا حتمال زياد به اثرات تباه كننده زنا با محارم به ممنوعيت و حرمت ان كمك كرده و اين مساله بيشتر ريشه جادويي داشته تا مذهبي  ....    

درباره خوردن خون مرده گفته شده كه وحشيان با خوردن خون دشمنان مرده خويش گاهي قصد دارند با آنها پيوند مودت ببندند ، زيرا در بين انها اين اعتقاد وجود دارد كه با آميختن خون دو نفر آن دو با هم خويشاوند و يگانه ميشوند ، بنابراين با اين كار ديگر روح دشمن را كشته اش وي را نمي آزارد ، يا اينكه خاكستر مرده را با غذا يا اشاميدني به منظور بستن پيمان برادري مي خورند .              

                     

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مرداد 1384ساعت 2:16  توسط الهام  | 

 

داروین معتقد است که در میان موجودات اعم از حیوانات و انسان و .... هر موجودی که توانایی سازگاری نداشته باشد  از چرخه طبیعت خارج میگردید.. مثلا انسانها در هنگام سرما برای سازگاری نیاز داشتند که بدنشان مو در آورد ..... او میگوید به طور کلی، محیط از میان اعضای گوناگون یک جمعیت ، به نفع جاندارانی که بهتر سازگاری پیدا کرده اند دست به انتخاب می زند ، که به آن نظریه انتخاب طبیعی داروین گفته میشود . داروین باور داشت که با ارتقای انسان به سطح فکری و اجتماعی لازم ، یعنی ایجاد موقیعتی مناسب در محیط ، که با استفاده از ابزار ، لباس ، آتش و غیره میسر شد ، انتخاب طبیعی در جهت اصلاح ساختمان بدن متوقف گردید .یعنی دیگر انسان نیازی نداشت تا در موقع لزوم  سازگاری پیدا کند . مثلا وقتی سردش میشد دیگر نیازی نبود بدنش با طبیعت  سازگار شود بلکه لباس گرم میپوشید تا سردش نشود .  زیرا انسان  توانست از ذهنش  استفاده کند . دیگر در اینجا برتری جسمی و سازگاری اهمیت نداشت بلکه برای بقا برتری فکر و تعاون اجتماعی ارزشمند شد . داروین استدلال میکند که مردم ستیزه جو ، خودپسند و فاقد روحیه تعاون و همکاری ، که با کمبود ابزار وحدت مواجهند در معرض نابودی هستند زیرا پدیده های بالا جز ضرورتهای  اجتماعی هستند . همچنین افرادی که از تعاون بیشتری برخوردارند ، جایگزین کسانی میشوند که از تعاون کمتری برخوردارند.  به طور کلی ، پیشرفت در جوامع بشری به افزایش جمعیت فکور و مستعدو اخلاقی با معیارهای متعالی بستگی دارد . یعنی هر چه  افراد یک جامعه فکورتر باشند پیشرفت در جامعه سریعتر و بیشتر است و هر چه افراد فکور جامعه کمتر باشند نه تنها ممکن است جامعه پیشرفت نکند بلکه حتی ممکن است سیر نزولی نیز داشته باشد ...

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1384ساعت 17:47  توسط الهام  | 

 

 

 

شاید شما بارها درباره گنجینه های ملی که از کشور خارج میشود مطالبی را شنیده باشید . چند ماه پیش مبحثی  تحقیقاتی تحت عنوان صنعت جیرفت ارائه شد که هنوز هم  این تحقیقات ادامه دارد . جیرفت حدود یک ساعت با کرمان فاصله دارد اما مطلبی که جالب است این است که این منطقه پر از گنجینه های ملی است که به یغما رفته است . به طوری که تمام منطقه پراز گودال شده است . وقتی محققان برای تحقیق به این محل رفتند متوجه شدند که اجناس این منطقه حداکثر به قیمت 5 میلیون یا به قول مردمان این منطقه به قیمت یک پراید فروخته شده است . اکثر این گنجینه ها به کشور فرانسه انتقال داده شده است که کمترین رقم قیمت آن در فرانسه 60 میلیون و بالاترین قیمت فروش 600میلیون است . و این آثار ملی در آنجا معروف به صنعت جیرفت هستند و با این نام شناخته شده اند.

 

 

سوزانیدن مرده ها :

 

 

مطلب دیگر درباره سوزانیدن مرده هاست .  در کشورهایی که مرده را میسوزانند مرده ها را در کوره های اهنین میگذارند و در عرض نیم ساعت از مرده هیچ چیزی باقی نمیماند .  حالا بعضی ها خاکستر مرده را خاک میکنند بعضی ها ان را در آب دریا میریزند و...به نظر من این خودش به نوعی کمک به بازیافت طبیعت است . در دین ما میگویند بعد از 30 یا 35 سال میشود از قبرافراد دوباره استفاده کرد و این همان بازیافت ما است . اینطوری  ما کار طبیعت را راحتر میکنیم .

+ نوشته شده در  شنبه یکم مرداد 1384ساعت 1:36  توسط الهام  | 

 

منشا موميايي 

 

نظريات زيادي درباره منشاء موميايي وجود دارد . اليوت اسميت كالبدشناس برجسته اي است كه درباره تمدن مصر تحقيق ميكرده است . اسميت درباره منشا موميايي ميگويد پس از گذشت مدتي از دفن اجساد در خاك ، آنها را همراه با اشيا قيمتي ، مانند طلا و مرواريد ، در تابوت سنگي دفن ميكردند . اما عده اي براي سرقت اشيا قيمتي به نبش قبور پرداختند و متوجه شدند كه تابوتهاي سنگي اموات خالي است . مصريان از اين ماجرا متحير شده و به اين نتيجه رسيدند كه خوردن گوشت ميت از خواص سنگ است و آنرا گوشتخوار دانستند . انان براي جلوگيري از اين عمل ، اجساد را موميايي كردند ، تا در مقابل تابوتهاي سنگي محفوظ بمانند . . اوايل براي خدمت به اين اجساد گاهي اطرافيان و خدمتكاران فرد را با او دفن ميكردند تا به او در دنياي ديگر خدمت كند . اما  به مرور زمان مجسمه هايي را با فرد خاك ميكردند . مثلا در يكي از اهرام مصر عده زيادي مجسمه سرباز را پيدا كردند ، كه گمان ميرود براي خدمت به مرده در دنياي ديگر است ، زيرا همانطور كه مرده ميتواند داراي روح باشد ( به همان عللي كه قبلا گفتم : ديدن مرده ها در خواب و عدم درك علت خواب ديدن توسط فرد ) پس اين مجسمه ها بنا به قانون آنيميزم ( جاندار انگاري اجسام و اشيا ) ميتوانند داراي روح شوند.

 

خاك كردن ناخن و موي سر

 

شايد شما شنيده باشيد كه ميگويند ايرانيان از قديم انسانهاي بهداشتي بوده اند ، چون ناخن و .. را خاك ميكردند . انسانهاي اوليه بعد از به وجود آوردن علم جادو ، قسمتي از طلسم كردن افراد را با شيي كه متعلق به فرد بود انجام ميداند . مثلا براي طلسم كردن فرد نياز به ناخن يا موي سر و.. كه متعلق به فرد بود داشتند . از اينرو افراد براي اينكه از اين عمل جلوگيري كنند ناخن و موي سر خود را دفن ميكردند .

 

منشا پيدايش جن و پري  

 

با توجه به صحبتهايي كه تا كنون كرده ام ، اين مطلب مشخص شده كه خيلي از مسائلي كه ما اكنون انرا خرافات ميدانيم ، به علت عدم اگاهي انسانهاي اوليه به وجود آمده ، كه كمابيش هنوز هم اثرات ان باقي مانده است . انسانهاي اوليه وجود حركت رودها ، باد و رعد و برق و كليه عوامل طبيعي را درك نميكردند . به همين علت در نظر او جنگل و كوه و دشت پر از اجنه و پري بود كه بايد به نوعي آنرا به تسخير خود در ميآورد . فريزر ميگويد در نظر انسان ابتدايي او در ميان يك طبيعت جاندار زندگي ميكند ، جويبارها ، طوفان ، كوه ، آسمان ، دريا و نظاير آنها همه جاندار هستند و از نفوس خدايان برخوردارند . اعتقاد به اين نيروها و نفوس راه را براي سحر و جادو هموار ساخته است . زيرا ناتواني انسان در سلطه بر ارواح و اجنه ها او را وادار ساخت تا به جادو روي آورد .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت 2:3  توسط الهام  | 

با سلام خدمت همه دوستان

من به علت امتحانات نتونستم  مطلب جدید بنویسم

بعد از امتحانات با مطالب جدید می آم

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم خرداد 1384ساعت 16:1  توسط الهام  | 

 سلام

در جواب دوستی که در باره چند شوهری اطلاعاتی خواسته بود باید عرض کنم که علل متعددی برای این مساله گفته شده ، اما علت اصلی آن کمبود زن در بعضی جوامع میباشد . در بعضی نقاط دنیا این رسم همچنان وجود دارد از جمله هند... وقتی بچه ای در این مواقع به وجود میاید  طریقه مالکیت این بچه متفاوت است . مثلا در هند یک زن ، زن تمام برادران یک خانواده میشود .حتی اگر پسری به سن بلوغ نرسیده باشد شوهر آن زن محسوب میشود... اگر بچه ای به وجود بیاید ،بچه برادر بزرگتر محسوب میشود .در بعضی نقاط دیگر بچه متعلق به برادر قویتر است ... که این بیشتر برای خانواده هایی است که زن چند مرد مختلف میشوند که با یکدیگر نسبت خویشاوندی ندارند..

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1384ساعت 15:46  توسط الهام  | 

 

مقدمات سخن گفتن

اولین مرحله تمدن از زمانی شروع میشود که انسان شروع به سخن گفتن کرده و توانسته است احساسات و امیال خود را در قالب الفاظ به همنوع خود بفهماند .

در ابتدا انسان با  حرکات دست و علامات دیگر منظور خود را به دیگری به دیگری میفهمانده ، همانطوری که امروزه نیز گاهی انسانها با حرکات دست یا سر منظور خود را نشان میدهند.(مثل حرکت سر به بالا  ـنه و حرکت سر به پایین  ـ بله  حرکت دست به جلو ـ برو...) انسان برای نشان دادن احساسات با صدای مختلف و نگاه ترس و خوشحالی خود را نشان داده است .البته حیوانات هم با صدای مختلف منظور خود را به همنوع خود میفهمانند و این صداها در طول زمان تغییر نکرده است ..

انسانهای گذشته اعداد را بصورت خطوط موازی نمایش میدادند یا از انگشتان دست استفاده میکردند . دست معرف عدد پنج بوده و لغات five _funf که به زبان انگلیسی و آلمانی به معنی عدد پنج است ریشه لغت کلمه ایست که معنی آن دست است .

رومیان پنج را به صورت ۷ نشان میدادند و آن نمایش دستی است که انگشتانش باز است و عدد ده را به صورت x بمعنی دو پنج ، سنگ ریزه ها نیز مدتها کار شمارش را انجام میدادند و کلمه calculer كه به معني حساب كردن است از كلمه calculus كه به معني سنگ ريزه است مشتق گرديده است ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1384ساعت 5:25  توسط الهام  |